آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

8.ورود به 6 ماهگی

1391/8/15 16:46
نویسنده : مامان آرام
300 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل مامان امروز 5 ماهت تموم شد و رفتی تو 6 ماه ... خیلی زود گذشت :( دلم برای تک تک اون روزا و حتی بیشتر برای بارداریم تنگه:( روزایی که صبحونه میخوردم و تو خودت رو گوله میکردی میاوردی بالای شکمم سمت چپ! یادش بخیررررررررر روزای تکرار نشدنی:)

دیروز بعد از شیر خوردنت احساس کردم هنوز گشنته و بی تابی میکنی ... رفتم 1 دونه موز برداشتم و با قاشق لهش کردم و بهت دادم و بعدش در کمال ناباوری من:)) به راحتی خوابیدی:) پس به این نتبجه رسیدم دیگه شیر سیرت نمیکنه ... زنگ زدم به مرتضی که سر راهت برنج خورده بگیر و بیار چون برنج من دودیه و مناسب شما نیست ... عصری مرتضی که زنگ زد گفتم بیا دنبال ما و ما رو هم ببر خوووووووو ... تنهایی پوسیدم تو خونه:دی بارون نم نمکی هم میزد و رفتیم تو شهرشون:دی برنج گرفتیم و بیسکوییت مادر و اندکی هم خرید برای خودم ... شب اومدم برات لعاب برنج درست کردم که هی بابا میگفتم بسشه و بهت نمیدادیم ولی تو با جیغ بازم میخواستی قربونت برم:*

امروز صبح هم برات شیر درست کردم و 1 دونه بیسکوییت مادر رو خرد کردم تو ظرف غذات و اندکی از شیرت رو ریختم روش و دادم بهت و کلی حال کردی:) کلا شاید 1 قاشق غذاخوری هم نشد ولی آخراش سیر شده بودی و تف میکردیش:) 

تازگیا یاد گرفتی وقتی میخوابی پستونکت رو درمیاری و خیلی خوشگل تو دستت میگیری و بعد شروع میکنی به غرغر کردن که بازم بذاریمش تو دهنت:*

از آواز خوندنتم نگم بهتره:)) قربونت برم که با اون صدای گرفته هم برام آواز میخوندی عشقم:*

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

زهرا
15 آبان 91 15:02
آرام جون از همه این لحظات عکس بگیر ...


مخصوصا اون موقع که دور دهنش غذاییه و آدم دلش میخواد لیسش بزنه

گرفتم یاسی خیلی بامزه اسسسسسسس ایشالا به زودی واسه کیان
هانی جون
15 آبان 91 18:42
عزیزمممممممم آمیتیس خوشگله....
آرام جون چه خوب کردی خاطراتشو مینویسی ...قربونش برم از طرف من ماچش کن
راستی این رمز داره چیه اگه دوس داری بگو....


باید فکرامو بکنم هانی:دی
آسمان
17 آبان 91 15:29
خودتو و آمیتیس و خاطراتتونو خیلی دوست دارم


ما هم دوستت داریم خاله آسمون
سامره
21 آبان 91 10:01
عزیـــــــــــــــــــزم، عاشدتم خاله ♥


تازشم منم عاشدتم خاله سامی
مامان سهند و پرند
24 آبان 91 23:17
نوش جونش بشه.
خوش به حالت آرام که دختری خوب غذا می خوره.یه دغدغه بزرگ نداری

قبلا ها خوب میخورد خاله الان افتضاحههههههههههههههه